به گزارش حیات به نقل از فارس، امروزه نام شرکت بایریشه موتورن ورکه یا همان BMW مترادف با خودروهای لوکس، مهندسی دقیق و عملکرد دینامیکی در صنعت خودروسازی جهان است. با این حال، ریشههای تاریخی این غول صنعتی مونیخی با صنعت هوانوردی و صنایع نظامی گره خورده است؛
حقیقتی که حتی در نشان دایرهای آبی و سفید آن، که بازتابی از چرخش پرههای ملخ هواپیما در پهنه آسمان باواریاست، دیده میشود. در جریان جنگ جهانی دوم، این شرکت یکی از ارکان زنجیره تأمین فناوری و تسلیحات پیشرفته ارتش آلمان نازی، بهویژه نیروی هوایی (لوفتوافه) و نیروی زمینی (ورماخت)، بود. تمرکز این مجموعه بر مرزهای دانش پیشرانه، متالورژی و سامانههای مکانیکی پیچیده، جنگافزارهایی را پدید آورد که از حیث مهندسی، از پیشرفتهترین ادوات میدان نبرد در آن دوران به شمار میرفتند.
مهندسی موتور پیستونی؛ پیشرانه BMW801
نقطه عطف مشارکت مهندسی BMW در بخش هوایی، طراحی و ساخت پیشرانه شعاعی BMW 801 بود. این موتور ۱۴ سیلندر هواخنک با چیدمان دو ردیفه، نمادی از دستیابی به توان خروجی بسیار بالا در ابعادی فشرده محسوب میشد. تا پیش از ظهور این موتور، بیشتر جنگندههای خط مقدم آلمان متکی بر موتورهای خطی آبخنک بودند که به دلیل آسیبپذیری رادیاتور در برابر گلولهها، ضعف ساختاری داشتند.پیشرانه ۸۰۱ بیش از ۱۵۰۰ اسب بخار در مدلهای اولیه و بالغ بر ۲۰۰۰ اسب بخار در نسخههای ارتقایافته قدرت تولید میکرد. اما دستاورد اصلی مهندسان BMW در این پیشرانه، ابداع سامانهای به نام کوماندوگرت بود؛ یک رایانه مکانیکی-هیدرولیکی بسیار پیچیده که عملکردهای حیاتی موتور نظیر زاویه گام ملخ، نسبت اختلاط سوخت و هوا، تنظیم سوپرشارژر و زمانبندی جرقهزنی را بهطور خودکار تنظیم میکرد. این فناوری بار کاری خلبان را به حداقل رساند و او را از مداخله در مدیریت دستی موتور رها ساخت.
پیشرانه BMW 801 بر روی جنگنده نامآشنای Focke-Wulf Fw 190 تعبیه شد؛ رهگیری مهیب که به پرنده شکاری شهرت یافت و به کابوسی برای بمبافکنهای متفقین بدل شد. همچنین نمونههایی از بمبافکنهای تاکتیکی دوربرد نظیر یونکرس ۸۸ و دورنیر ۲۱۷ برای حمل محمولههای سنگین بمب در ارتفاع متوسط و بالا به این موتور مجهز شدند.
پیشگامی در عصر توربوجت، BMW 003
با اوجگیری جنگ و نیاز مبرم به دستیابی به سرعتهای صوتنزدیک، متخصصان موتور BMW به قلمرو فناوری موتورهای جت ورود کردند. ماحصل این پروژهها، توسعه موتور توربوجت BMW 003 بود.در آن برهه، جهان شاهد رقابت میان کمپرسورهای گریز از مرکز و کمپرسورهای محوری بود؛ مهندسان BMW مسیر کمپرسور محوری را برگزیدند که علیرغم پیچیدگی فنی بالا، قطر بدنه موتور را باریکتر و پسار آیرودینامیکی کل جنگنده را به طرز چشمگیری کاهش میداد.
موتور BMW 003 با یک کمپرسور هفت مرحلهای محوری و یک محفظه احتراق حلقوی، کششی نزدیک به ۸۰۰ کیلوگرم-نیرو تولید میکرد. بزرگترین چالش فنی، کمبود فلزات مقاوم به حرارت در اواخر جنگ بود؛ از این رو مهندسان شرکت پرههای توربین را با مجاری داخلی طراحی کردند تا با جریان هوای خنک، مانع از ذوب شدن آنها در دمای بالای اگزوز شوند؛ مفهومی که بنیان موتورهای توربین گاز امروزی را بنا نهاد. این موتور در نهایت پیشرانه جنگنده جت سبک هاینکل ۱۶۲ را تأمین کرد و توانست این هواگرد را در آخرین ماههای جنگ به سرعتی فراتر از ۸۰۰ کیلومتر بر ساعت برساند.
لجستیک و تحرک مکانیکی؛ موتورسیکلت R75
در جبهههای زمینی، نیاز مبرم به تحرک تاکتیکی در ناهمواریهای گلآلود شرق اروپا و شنهای روان شمال آفریقا، BMW را به سمت بازطراحی یک وسیله نقلیه عملیاتی سوق داد. نتیجه این تحقیقات موتورسیکلت سنگین نظامی BMW R75 بود. این موتور یک سامانه تماممکانیکی برای نبردهای واکنشسریع محسوب میشد.
پیشرانه باکسر دو سیلندر R75 به حجم ۷۵۰ سیسی با سامانه میلگاردان و جعبهدندهای هشتسرعته (شامل دندههای سنگین صحرایی و دنده عقب) ادغام شده بود. نوآوری مهم این وسیله، دیفرانسیل مجهز به قفل مکانیکی بود که توان موتور را همزمان به چرخ عقب موتورسیکلت و چرخ سایدکار متصل میکرد. این سامانه انتقال قدرت دوچرخمحرک، همراه با ترمزهای هیدرولیکی روی چرخ سایدکار، به این واحد تحرک بیسابقهای در عبور از موانع میبخشید. بر روی این بستر مکانیکی، تیربارهای امجی ۳۴ یا ۴۲ سوار میشدند تا به عنوان سکوهای شناسایی و تهاجم سریع عمل کنند.
نفوذ به دنیای موشکها؛ پیشرانه هدایتپذیر BMW 109-548
مهندسی BMW در آخرین فاز جنگ به سیستمهای هدایتپذیر موشکی نیز تعمیم یافت. بخش راکت شرکت، پیشرانه راکتی سوخت مایع با کد BMW 109-548 را طراحی کرد. این سامانه پیشران برای تجهیز موشک هوابههوای هدایتشونده با سیم Ruhrstahl X-4 توسعه یافته بود.
این پیشرانه از ترکیب دو سوخت هایپرگولیک استفاده میکرد که در لحظه تماس با یکدیگر بدون نیاز به جرقه مشتعل میشدند؛ امری که قابلیت اطمینان احتراق را در سرمای شدید ارتفاعات بالا تضمین میکرد. سامانه رانش مذکور به موشک امکان میداد با سرعتی فراتر از صوت از فواصل دور به سمت آرایش بمبافکنها شلیک شود، هرچند که فروپاشی زیرساختهای آلمان مانع از عملیاتی شدن گسترده این سلاح در خطوط نبرد شد.
بررسی کارنامه صنعتی و مهندسی BMW در خلال جنگ جهانی دوم نشان میدهد که ظرفیت فنی این کارخانه در جایگاه یکی از پیشروترین آزمایشگاههای مکانیک پرواز، پیشرانش واکنشی و انتقال قدرت قرار داشته است.
بسیاری از راهکارهای نوآورانه از جمله بهینهسازی جریان محوری در موتورهای جت، کنترل خودکار سامانههای هیدرومکانیکی و متالورژی قطعات متحرک در دماهای بحرانی، دستاوردهایی فناورانه بودند که نقشه مهندسی پیشرانه را در دوران پساجنگ برای دههها بازتعریف کردند.
انتهای پیام//
نظر شما